عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
219
رساله افيونيه ( فارسى )
جاىها ادرنه : شهرى است مركز ولايت و لواء و مركز قضا و آن دومين شهر از شهرهاى عثمانى در تركيه اروپا بود ، پس از اسلامبول ؛ و آن به مسافت 130 ميلى قسطنطنيه در شمال غربى نزديك ملتقى سه نهر يربج و طنجه و اردا واقع و سورى كهن آن را محصور داشت و نيز مركز علوم دينى است زيرا يكى از بلاد پنجگانه است كه علوم دينيّه در آن رايج است . ( لغت نامهء دهخدا ) اسكندريّه : اسكندريّه شهرى است به مصر ، از دو سوى با درياى روم و درياى تنيس پيوسته و اندر وى يكى مناره است كه گويند دويست ارش است اندر ميان آب نهاده بر سر سنگى و هرگه كه باد آيد آن مناره بجنبد ، چنان كه بتوان ديد . ( حدود العالم ، ص 146 ) چين : در مآخذ اسلامى چين قسمت مركزى و شرقى آسيا كه بيش از يك دوم اين قارّه را اشغال كرده است . بر طبق مآخذ سازمان ملل متّحد از حيث وسعت سومين مملكت كره زمين است و پر جمعيتترين ممالك زمين . ( لغت نامهء دهخدا ) حلب : شهر بزرگى است از شام ، خرم و آبادان و با مردم و خواستهء بسيار و يكى باره دارد كه سوار بر سر وى گرداگرد وى بگردد . ( حدود العالم من المشرق الى المغرب ، ص 86 ) خراسان : در زمان قديم ، خاور زمين ، تمام ايالات اسلامى كه در سمت خاور كوير لوت تا كوههاى هند واقع بودند اطلاق مىگرديد . ( لغت نامهء دهخدا ) خطا : نام شهرى است از تركستان زمين ، مشك خيز منسوب به خوب رويان و شاهدان . ( لغت نامهء دهخدا ) دماوند : شهر كوچك مركز شهرستان دماوند است ، اين شهر در هفتاد هزار گزى خاورى شهر تهران واقع شده است . ( لغت نامهء دهخدا ) روم : آسياى صغير و توابع آن است بدين توضيح كه دولتهاى جمهورى و امپراطورى روم چون وسعت پيدا كرد و تا حدود آسياى صغير مسخّر آنان شد از قرن پنجم ميلادى به اين طرف منقسم به غربى و شرقى شد . بعد از ورود سلجوقيان و تركان هم روم و روميّه مىگفتند در حدود العالم آمده است : ( ( از خاور به ارمينيّه و سرير والان . از جنوب حدود شام و درياى مديترانه و حدود اندلس . از باختر درياى اقيانوس مغربى . از شمال ويرانى شمال و حدود صقلاب و برجا و درياى خزران ) ) ( لغت نامهء دهخدا )